بی اخلاقی رسانه ای به چه قیمتی
بی اخلاقی رسانه ای به چه قیمتی
رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی و پل ارتباطی بین مردم و مسوولان سال ها است که در این عرصه فعال و نمی توان زحمات شان که البته گاهی با بی مهری پاسخ داده می شود را نادیده گرفت.

در نقش و تاثیرگذاری اصحاب رسانه بارها و بارها مطالب زیادی عنوان مطالبی به حق که به هیچ عنوان نمی توان آن را نادیده گرفت، اما در کنار تعهد و نقشی که این قشر برای برداشتن قدمی هر چند کوچک در راستای حل مشکلات مردم و از سوی دیگر انعکاس عملکرد مسوولان به مردم را دارند، از یک نکته بسیار مهم نیز نباید غافل شد، بی اخلاقی رسانه ای.

در ورای رسالت رسانه ای مان، اما برخی از این فرصت رسانه ای بودنشان و اینکه از این قدرت برخوردار هستند برای عقده گشایی، باج گیری، تهدید و زد و بند بهره می گیرند و  در واقع فرصت را تبدیل به تهدید می کنند.

از بیان مطالب خلاف واقع گرفته تا باج گیری به هر قیمتی، البته این نکته را نیز نباید غافل شد که تعداد افرادی که در رسانه ها اقدام به چنین اقداماتی می کنند شاید به اندازه انگشتان یک دست نیز نباشند اما همین تعداد اندک نیز می توانند زنگ خطری برای دیگر زحمتکشان این حوزه باشد و سبب شود تا همگی به یک چشم دیده شویم.

رسالت ما به عنوان اصحاب رسانه این است که دردهای مردم را بشنویم و با به تحریردرآوردن آنها تمام هم و غم مان این باشد که بتوانیم دردی را دوا کنیم نه اینکه خودمان منشا درد دیگری شویم.

تهدید و اخاذی از هر فردی خواه مردم عادی باشد یا مسوول و اینکه آبرویش را در رسانه تحت اختیارمان در حالی که هنوز در هیچ مرجع قانونی متهم نشده و حکمی نیز صادر نشده با کدامین وجدان کاری هماهنگ است؟.

آیا راه انتقاد از بی آبرو و بی اعتبار کردن افراد می گذرد که در رسانه و فضای مجازی به راحتی تمام اصول را زیر پا گذاشته و به هر قیمتی به دنبال نشاندن حرف مان بر روی کرسی باشیم؟.

مخالف انتقاد نیستیم به عنوان یک رسانه ای بخشی از وظایف مان انتقاد و به چالش کشاندن است، اما نقد با بهره برداری از حیثیت دیگران به بهانه انتقاد متفاوت است.

وجدان کاری مان را به راحتی به دست زد و بند و باند بازی ها ندهیم، انتقال دهنده خطاها باشید اما نه به این قیمت که فردی را که هنوز جرم اش ثابت و حکمی برایش صادر نشده این چنین بی حیثیت و یا عملکرد خوبی را به دلیل اختلاف و جناح بازی ها به زیر سوال ببریم.

حرمت قلم هایمان که آنچنان در نزد خداوند ارج و قرب داشته ایم که در اختیارمان قرار داده را داشته باشیم چرا که یک روزی همین قلم ها در نزد خداوند متعال زبانش به شکواییه از ما گشوده و آن روز است که با دست خالی و سری افکنده حتی توان دفاع از خود را نخواهیم داشت.

امروز در دادگاه وجدان حاضر و خودمان را قضاوت کنیم تا مبادا قلم هایمان قلبی را شکانده و یا آبرویی از مومنی برده باشد.

 

  • نویسنده : مانا روشن