گاردین: «بایدن» مسیر «ترامپ» را در برجام در پیش گرفته است
گاردین: «بایدن» مسیر «ترامپ» را در برجام در پیش گرفته است

پایگاه خبری “گاردین” در گزارشی به تناقضِ آشکار در سیاست خارجی دولت بایدن در رابطه با ایران و “توافق برجام” پرداخته و تاکید کرده که ادعاهای بایدن مبنی بر بازگشت تعامل و دیپلماسی به دستگاه سیاست خارجی آمریکا(پس از دورانِ ویرانگرِ حضور ترامپ در قدرت)، به طور خاص در مورد پرونده هسته ای ایران و […]

پایگاه خبری “گاردین” در گزارشی به تناقضِ آشکار در سیاست خارجی دولت بایدن در رابطه با ایران و “توافق برجام” پرداخته و تاکید کرده که ادعاهای بایدن مبنی بر بازگشت تعامل و دیپلماسی به دستگاه سیاست خارجی آمریکا(پس از دورانِ ویرانگرِ حضور ترامپ در قدرت)، به طور خاص در مورد پرونده هسته ای ایران و مساله برجام، در حد شعار باقی مانده اند و رئیس جمهورِ جدید آمریکا نیز در میدان عمل، همان رویکردها و سیاست هایی را در قبال ایران در پیش گرفته که پیشتر دونالد ترامپ، آن ها را اتخاذ کرده بود. گاردین در این رابطه می نویسد:

 

«جو بایدن رئیس جمهور آمریکا به تازگی و در موضع گیری در جریان “نشست امنیتی مونیخ” جهت توصیفِ سیاست‌خارجی دولت جدید آمریکا گفت: “بار دیگر دیپلماسی و تعامل به آمریکا بازگشته است”. با این حال اندکی بعد، وی دستورِ بمباران سوریه و حمله به آنچه نیروهای وابسته به ایران در این کشور خوانده شده را صادر کرد. چیزی بیش از یک ماه از ریاست جمهوری بایدن می گذرد با این حال وی در همین مدت کوتاه، نخستین دستور جدی خود جهت بمباران یک کشور خارجی را صادر کرده است. حتی برای “دونالد ترامپ” نیز دست کم چهار ماه از آغاز ریاست جمهوری اش گذشت تا اینکه وی فرمانِ مشابهی را صادر کرد.

 

بسیاری از افرادِ نزدیک به دولت بایدن بر این باورند که: دولت وی احتمالا با هدفِ رساندنِ این سیگنال به ایران که نمی‌تواند با تقویت تحرکاتِ گروه های نیابتی خود در منطقه، واشنگتن را جهت بازگشت به برجام تحت فشار قرار دهد، دست به یکچنین اقدامی زده است. با این حال، حتی اگر ادعاهای بایدن و تیم امنیت ملی و سیاست خارجی وی را در این رابطه درست هم بدانیم، این مساله به خودیِ خود نشان می دهد که تا چه اندازه عدم پیوستنِ دولت آمریکا به توافق برجام و انجام درستِ تعهداتش در قالب این توافق، می تواند برای آمریکا و امنیت ملی آن خطرناک باشد.

 

بایدن با این استدلال ها کاملا آشنا است. وی حتی این استدلال ها را چند ماه قبل و در جریان کارزار تبلیغاتی خود جهت کسب کرسی ریاست جمهوری آمریکا، علیه ترامپ مکررا ایراد کرده بود. همکاران و مشاوران وی نیز در طی سال های گذشته، بارها و بارها از سیاست “فشارحداکثری” دولت ترامپ علیه ایران انتقاد کرده اند. انتقادهایی که همه آن ها درست بودند.

 

همین مساله موجب می شود تا قدم ها و اقدامات او راجع به ایران در نخستین روزهای حضورش در قدرت، بیش از پیش گیج کننده به نظر آیند. در حالیکه نیت و قصد بایدن جهت بازگشت به برجام قطعی به نظر می رسد، رویه ها و راهبردهای وی در این رابطه لزوما با نیت هایش هماهنگ نیستند. در این راستا، اینطور به نظر می رسد که بایدن برخلافِ شعارش مبنی بر بازگشت گفتمانِ تعامل و دیپلماسی به آمریکا، عملا به الگوهای قدیمی سیاست خارجی آمریکا سقوط کرده که در چهارچوب آن ها شعارهای زیبا داده  می شود اما در عرصه عمل، از همان زور و اقدام نظامی جهت پیشبردِ اهداف استفاده می شود.

 

البته که تردیدهای کمی مبنی بر این وجود داشته و دارد که احیای برجام، مساله ای چالش برانگیز است. در این چهارچوب، اینکه ایران در اولویت های فوری آمریکا نیست هم شاید به این دلیل باشد که در شرایط فعلی، بایدن با انبوهی از مشکلات و چالش ها رو به رو است که باید به آن ها نیز رسیدگی کند. با این حال، همه این مسائل نیز نمی توانند رویکرد غیرسازنده بایدن راجع به توافق برجام را از نخستین روزهای حضور وی در قدرت، توجیه کنند.

 

اولا، بایدن در نخستین اقدامات خود راجع به برجام، یک جنگِ غیرضروری راجع به اینکه ایران باید ابتدا به برجام بازگردد به راه انداخت. بایدن این کار را در شرایطی انجام داد که بهتر بود ابتدا با شرکای اروپایی رایزنی می کرد و سازوکاری را جهت بازگشت همزمان ایران و آمریکا به توافق برجام تعریف می کرد. با این حال، وی و مقام های تیم امنیت ملی و سیاست خارجی او، مکررا و به صورت عمومی اعلام کردند که تا زمانیکه ایران به توافق برجام بازنگردد(در حالیکه ایران از برجام خارج نشده است)، تحریم ها نیز علیه این کشور لغو نخواهند شد. این در حالی است که این آمریکا بوده که به صورت یکجانبه از توافق برجام خارج شده است.

 

این رویکرد، بدون تردید راهگشا نخواهد بود. این نکته به طور خاص توسط “وندی شرمن” مذاکره کننده اصلی دولت اوباما در جریان مذاکرات برجام در سال ۲۰۱۵ و معاون وزیر خارجه کنونی آمریکا، مورد اشاره قرار گرفته است. شرمن گفته است که “قطعا شگفت زده می شود اگر ایران با حضور در چهارچوب برجام و انجام مذاکره، بدون اینکه بخشی از تحریم‌های این کشور لغو شوند، موافقت کند”. از این رو، وی راهِ نجات برجام را نیز از همین منظر تحلیل می کند و تحقق این مساله را به نفع همگان می داند. این موضعِ شرمن را باید کاملا درست دانست.

 

ثانیا، حتی قبل از اینکه دیپلماسی آغاز شود، بایدن و تیم امنیت ملی و سیاست خارجی وی، یک بازی پوچ و بی معنی با هدفِ سرزنشِ ایران به عنوانِ طرفِ ناقض برجام را به راه انداخته اند. امری که اساسا فضا و جوِ دیپلماسی را برای آمریکا و در رابطه با برجام، برهم زده است. این ادعای آمریکا، واقعا از نظر فنی نیز نادرست است. این آمریکا بوده که از برجام خارج شده و ایران هنوز هم در چهارچوب آن قرار دارد. ایران در برهه کنونی، با استناد به پاراگراف ۳۶ توافق برجام از میزان تعهدات هسته ای خود کاسته است. این در حالی است که آمریکا به طور کلی از برجام خارج شده و حتی تحریم های گستره ای را نیز علیه تهران وضع کرده است.

 

یکی دیگر از جلوه های رویکرد عجیبِ بایدن راجع به ایران و توافق برجام این بوده که اساسا وی معتقد است دولتش، پاسخگوی رویه های غلط ترامپ نیست. آمریکا اکنون یک رئیس جمهورِ جدید دارد که رویه های تازه ای را در پیش گرفته است. از این منظر، بایدن بر این باور است که این ایران است که در موضع و جایگاه غلط است نه آمریکا. این در حالی است که عملا بایدن نیز در حال طی کردنِ مسیر رئیس جمهور سابق آمریکا در مورد ایران و توافق برجام است.

 

دولت بایدن و تروئیکای اروپایی باید بدانند که در شرایط فعلی اساسا در موقعیتِ سرزنش کردن ایران به دلیل پیشروی‌های هسته ای اخیر این کشور نیستند. آمریکا به صورت یک جانبه از برجام خارج شده و در مورد توافقی ایران را سرزنش می‌کند که خود اکنون در چهارچوبِ آن نیست. این شیوه ای هوشمندانه جهت مواجهه با ایران نیست و دعاوی تهران در این رابطه علیه اقدامات نادرست دولت جدید آمریکا، کاملا صحیح هستند.

 

دولت بایدن و ایران، در شرایط فعلی باید سعی کنند که یک جو مناسب و سازنده جهت تعامل ایجاد شود. دو طرف باید قصد و نیت خود جهت رسیدن به یک راهکار دیپلماتیک را عیان سازند. اینکه آمریکا اقدام به سرزنش ایران کند و علیه آن طرح اتهام کند، نه تنها سازنده نیست بلکه هیچ دستاوردی نیز برای این کشور به دنبال نخواهد داشت. اینکه واشنگتن مدام دست به سرزنش تهران می زند، سیگنالی است که باید در زمانِ بر هم زدنِ یک توافق ارسال کرد نه اکنون که دولت آمریکا مدام از مذاکره و دیپلماسی سخن می گوید.

 

اقدامات بایدن نظیر طرح اتهامات مختلف علیه ایران و یا حتی اقدام اخیر او در صدور فرمان بمباران بخش هایی از سوریه، عملا آخرین فرصت ها جهت احیای برجام را از بین می برند. توافقی که برای امنیت ملی آمریکا کاملا ضروری است. اگر بایدن بخواهد به مسیر کنونیِ خود ادامه دهد شاید چیزی را کسب کند که رئیس جمهور ترامپ هم موفق به کسب آن نشد: نابودی توافق برجام به عنوانِ بزرگترین دستاوردِ دولت باراک اوباما».