سناریوهای ایران در ماجرای هسته ای
سناریوهای ایران در ماجرای هسته ای
با وجود تمام موارد ذوق شکنی و ذوق زدایی که بایدن در همین زمان کوتاه زمامداری اش در قبال سیاست خارجی منفعل دولت نشان داد، از دریچه تحقیقی و امکان پژوهی می توان سناریوهایی را برای مذاکره هسته ای میان ایران و امریکا برشمرد. اما پیش از این لازم است مروری به سناریوهای قبل از برجام داشته باشیم تا بدانیم کدام سناریو در ادامه از موفقیت و تحقق بیشتری برخوردار بوده است.

سناریوی خوش‌بینانه: از مشخصه‌های این رویکرد در دوران قبل از برجام می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: پافشاری برغنی‌سازی، حتی غنی‌سازی بیش از۲۰ درصد، روی میز داشتن ایده فشار بر تنگه هرمز به‌عنوان گلوگاه انرژی برای نوسان قیمت نفت و بنزین و بالنتیجه ضربه به اقتصاد غرب.
تصور این بود که از این طریق مولفه های بالا غرب تحت فشار قرار گرفته و ایران هسته‌ای را به رسمیت بشناسد. احتمال ایجاد ناامنی در منطقه به‌ زعم این دکترین، غرب را از مواضع خود به عقب می‌نشاند. این ایده می‌گفت که ما اگر ۱۰ گام تا انرژی اتمی داشته باشیم، آنها روی گام هشتم و نهم ما چانه خواهند زد و لاجرم گام‌های ششم و هفتم ما را می پذیرند. بنابراین باید تا می‌توانیم از عدد و گام صفر دور شویم تا منافع مان تأمین شود. در این سناریو این ایده مطرح بود که آمریکا غنی‌سازی ایران و گام‌هایی رو به جلو برداشته شده اش را برگشت‌ناپذیر می داند و مجاب می‌ شود که به ایران باج بدهد.
امروز هم رگه هایی از این سناریو دیده می شود اما هرگز در سطح و غلظت خوش بینی گفته شده نیست. طرح مجلس شورای اسلامی(طرح اقدام راهبردی) تنها سویه ها و رگه هایی از این سناریو را داشت و بیشتر به واقع بینی نزدیک شده بود.
سناریوی بدبینانه یا سناریوی انزوا: ایران بر غنی‌سازی پافشاری می‌کند و به همین روند و موضع روز به روز منزوی‌تر می‌شود. سپس سیاست خارجی از سیاست اقتصادی به سیاست امنیتی در می غلتد(امنیتی شدن آن چیزی بود که شوروی را از میان برد). این سناریو حرکت ایران از اقتصاد به امنیت را پیش بینی می کرد. در این سناریو دو بازیگر اصلی وجود داشت. اول براندازان که ادعا داشتند تحریم‌های اقتصادی شدت می گیرد و موجب شورش‌های اجتماعی شده و در نهایت نظام جمهوری اسلامی ساقط می‌شود. دوم تجدیدنظرطلبان بودند که فکر می کردند در اثر فشار اقتصادی(به ویژه در دوران ترامپ) نظام مجبور به تعدیل ساختاری و کوتاه آمدن از مواضع ارزشی و اساسی مانند رویکرد برون مرزی و سیاست دفاعی-مقاومتی می شود.
این گروه(تجدیدنظرطلبان) فکر می کردند نظام با انبساط اجتماعی و تغییر ایدئولوژیک می تواند از انزوا نجات یابد. این سناریوی ماقبل برجامی در زمان فعلی دیگر در مورد اصرار نظام بر غنی سازی چندان سخنی نمی گوید. در عوض از اصرار نظام بر برجام فعلی و کوتاه نیامدن در برابر سناریوی موشکی و منطقه ای نظام سخن می گوید. در این راستا تنها راه حل را انبساط اجتماعی حداکثری می داند.
بر اساس همین پنداره لزوم تغییر اجتماعی یا لزوم تغییر سیاست اجتماعی نظام، این سناریو عمدتاً در پی آن است در ۱۴۰۰ با دوری گزیدن از سیاست تحریم انتخابات، فردی شبیه روحانی و کسی مانند ظریف و به طوری کلی گزینه ای نرمش گراتر از روحانی روی کار بیاید. صورت رادیکال این سناریو به تغییرات بزرگ در آینده و استحاله نظام دلخوش است. تندترین گرایش در فضای این ایده که از سوی تجدیدنظرطلبان داخلی و دشمنان خارجی و علنی جمهوری اسلامی ایران مطرح می شود، امیدوار است تغییر یا انبساط اجتماعی کل نظام را با خطر مواجه ساخته و به تغییر نظام منجر شود.
سناریوی فاجعه: سناریوی فاجعه مبنی بر آن بود که امریکا با روسیه و چین وارد معامله می‌شود و آنها از قضیه سوریه کنار می‌کشند. سوریه از دست می‌رود و ایران به ناچار سیاستی کاملاً امنیتی در پیش می‌گیرد. اقتصاد ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود و موجبات شورش اجتماعی را فراهم می‌آورد. روسیه و چین به این نتیجه می‌رسند که نگهداشتن ایران برای آنها بهای سنگینی دارد. این امر یک جو متزلزل بین‌المللی را برای ایران بوجود می‌آورد.
توضیح اینکه روسیه و چین بعد از جنگ سرد همواره از تنش‌های بین المللی به سود خود بهره برده‌اند. در مورد ایران نیز با آن به منزله یک ظرف آب کج برخورد کرده‌اند که نه اجازه می‌دهند آب بریزد و نه استقرار و آرامش کامل پیدا کند. این سناریوی ماقبل برجامی امروز هم می تواند حاوی امکان از دست رفتن سوریه باشد.
سناریوی معجزه: غنی‌سازی توسط غرب پذیرفته می‌شود و تمامی مصائب در اثر گفت و گو رخت برمی‌بندد. متأسفانه این انتظار را عدّه‌ای از تیم روحانی داشتند. اینان تصور می‌کردند که شرایط تحریم می‌رود و روابط ایران و غرب حسنه می‌شود. می‌توان این نوع نگاه را در بهترین حالت خود در چارچوب نظریه نولیبرال «همگرایی بخشی» یا «سرایت بخشی» ارنست هاس تحلیل کرد.
هاس معتقد بود که همکاری در بخشی به بخش دیگر سرریز شده و همگرایی در آن بخش را نیز بوجود خواهد آورد. برای مثال همکاری ایران و آمریکا در پرونده هسته‌ای، همکاری در بخش اقتصاد و سپس سیاست را رقم خواهد زد
این سناریوی ماقبل برجامی که در دوران اوباما جولان رسانه ای و عملیات روانی وسیعی داشت، با نیرنگ بازی های تیم اوباما و عدم پایبندی آنها به مفاد برجام تضعیف شد اما با روی کارآمدن ترامپ به حاشیه رفت.
پس از شکست مفتضحانه قاتل سردار سلیمانی یعنی ترامپ این سناریو دوباره جان گرفته است. البته دیگر قوت قبلی و برجامی خود را ندارد اما با روی کار آمدن بایدن به حیات سیاسی دوباره و احیای مناسبات ایران و امریکا امیدوار شده است.در عین حال به فروریختن سرمایه اجتماعی اصلاحات التفات دارد.
بر این اساس روی حافظه ضعیف و ایجاد هیجان دوقطبی و متقاعدکردن ظریف برای نامزدی و در آخر روی عدم اتحاد اصولگرایان برای ۱۴۰۰حساب باز کرده است.
سناریوی نرمش قهرمانانه: این سناریو دو پیش‌فرض دارد: پیش فرض اول نوع «نگاه تونلی» به سیاست خارجه است، بدین‌معنا که باید از تمام ظرفیت‌های نظام بین‌الملل برای رسیدن به اهداف خود بهره برد. فعالیّت منطقه ای ایران در راستای اشاعه ایده استضعاف و برجسته شدن دوگانه مستضعف/مستکبر، در واقع استفاده از دیپلماسی عمومی به منزله جزیی از همین ظرفیت هاست. پیش‌فرض دوم توجه به مقدورات و محذورات سیاست خارجی است. مقدورات یا توانایی‌های ما در سه محور قابل ذکرند:
۱. بسیج اجتماعی بالا که در منطقه و حتی جهان بی‌نظیر است.
۲. قرار گرفتن بر گلوگاه انرژی. توان موشکی کم نظیر. قدرت و نیروی نظامی مثال زدنی.
۳. موقعیت‌ استراتژیک از حیث ژئواکونومی، ژئوپولیتیک و…
و اما محذورات داخلی ما: تورم بی سابقه و…
محذورات خارجی که نقطه عزیمت آن شرایط بین المللی است، به این معناست که می‌توان بدون جنگیدن به اهداف خود برسیم.
فرجام سخن آنکه تیم مذاکره کننده ایران با وجود عبور از خطوط قرمز رهبری و بی دقتی در انعقاد مفاد برجام در شرایط حاضر توانسته سیاست مناسب و هماهنگی با نظام و مجلس در پیش بگیرد. بنابراین برخلاف سال جشن هسته ای! در شرایط حاضر توفیق یافته بیش از هر زمانی و نه به طور کامل، نرمش قهرمانانه مورد نظر مقام معظم رهبری را به تداعی و تجلی برساند.
انتظار می‌رود نخبگان سیاسی از انتظارات بیش از اندازه از دولت کاسته و نیز خوش‌بینی‌های غیرواقع‌بینانه و هیجانی نسبت به عملکرد آمریکا در قبال حسن نیت ایران را کناری بگذارند، مگر آنکه حافظه تاریخی و گسست از تجربه زیسته و خاطرات قومی خود را پیش از آن کنار گذارده باشند.

  • نویسنده : محسن سلگی