برادر من انقلابی باش! انقلابی پشت کسی پنهان نمی شود
برادر من انقلابی باش! انقلابی پشت کسی پنهان نمی شود
ع. کمالی - نان امروز سفره، انقلابی بودن است؛ اینکه این روزها عده ای خود را انقلابی می نامند، موضوع عجیبی نیست اینها گمان می کنند انقلاب سفره است و می خواهند سهم شان را از سفره انقلاب بردارند.

هر کسی از هر جایی علمی دستش گرفته و داد می زند من انقلابی ام. برادر من خیلی ام عالی، تو انقلابی، تو اصلا وسط انقلاب بدنیا آمده ای و همه تلاش ات را هم کرده ای که این انقلاب را سر سفره مردم ببری.

از مال ات گذشته ای، از جانت گذشته ای، از آبرو و حیثیت ات گذشته ای، فرض می کنیم که همه این ها را تو تنهایی وسط همین میدان انقلاب خودمان انجام داده ای و به کرج آمده ای.

اما عزیز دل انقلابی چرا پشت این و آن پنهان می شوی؟

فکر می کنی اگر بروی کانالی، سایتی، پیجی، صفحه ای باز کنی و بدون اینکه کسی تو را بشناسد این و آن را متهم کنی که فلانی پدر خوانده فلانی است و فلان کس را فلانی آورده و از این خزعبلات، می شوی انقلابی.

احتمالا آنوقت هر جایی که نامی از آن صفحه و پیج ات به میان میاید، نگاه عاقل اندر سفیهی می کنی و دلت قنج می رود که من آنم که رستم بود پهلوان.

فکر می کنی، انقلابی بودن به این است که تیپ انقلابی بزنی، ته ریشی بگذاری، آستین هایت را بالا بزنی، مدام حضرت آقا و مقام عظمای ولایت را خرج خواسته ها، داشته ها و نداشته هایت بکنی، عکس های پایگاه رسمی مقام معظم رهبری را در اینستاگرامت استوری بکنی، می شوی انقلابی؟

فکر می کنی انقلابی بودن به این است که چون از سر اتفاق چند روز نماز جمعه رفتی و در آنجا چند نفری را دیدی و از قبل دوست شدن با این چند نفر به نان و نامی رسیدی، نامت انقلابی است؟ تازه فکر کنی که حالا نوبت سهم خواهی توست و باید از این انقلاب بهره ات را ببری؟ اگر کسی هم بهره ات را نداد، شلنگ را باز کنی رویش و به اسم ضد انقلاب و انقلابی نبودن هر آنچه که می توانی نصیب اش کنی؟

فکر می کنی انقلابی بودن به این است که پشت سر برادری، پدری، خواهری، همسری پنهان شوی و داد بزنی آی من …

برادر جان، جان جانان! پشت آنهایی که ایستاده ای خالی است، کسی نیست. توهم برشان داشته که کسی هستند و این روزها سوار بر اسب خوش شانسی اشان که به نام انقلاب و انقلابی گری سوارش شده اند، می تازند.

برادر من! انقلابی به این نیست که برادر فلان مسئول باشی و خودت را پشت سر هزار نفر پنهان کنی و چند خطی بنویسی که مثلا کاری کرده ای تا بلکه نانی گیرت بیاید.

برادر من! پشت آنکس که پنهان شده ای هزار بار خالی تر از پشت توست، فقط همین بس که  کمترین خدمتی که یک مرد می توانست برای انقلاب انجام دهد این بود که به خدمت سربازی برود، نه اینکه با هزار ترفند از زیر خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی فرار کند.

برادر من! هدایت کننده (هادی) آن کسی است که وسط میدان باشد، مرد میدان باشد، راهنما باشد، بیاید وسط میدان بگوید این خوب است و این بد.

بگوید آی مردم پدر خوانده فلانی است، بشناسیدش این را من انقلابی می گویم، نه من انقلابیه پشت نقاب فلانی پنهان شده.

باید بیایی وسط میدان داد بزنی، هوار بکشی، حرمت و حیثیت ات را وسط میدان بگذاری، و از آرمانهایت دفاع کنی.

وقتی پشت کسی پنهان می شوی، وقتی مردم نمی شناسنت و فقط قصد داری با تکه پراکنی های بی هدف ات این و آن را مثلا خراب کنی، می  شوی لَجِه، می شوی پرتگاه، می شوی ورطه و می افتی داخل آن.

وقتی ادای انقلابی گری را درمی آوری و فکر می کنی انقلابی هستی ناگهان می بینی شدی هم مسلک عمر و عاص، وسط میدان با علی (ع) جامه می دری و عورت آشکار می کنی که جان در امان بمانی.

برادر انقلابی من! برادر انقلابی مسئول انقلابی من! وسط میدان جای جامه دریدن نیست، وسط میدان جای نبرد است، جای پشت نامی پنهان شدن نیست.

اگر حرف ات حق است، ایستادگی کن و بگو، اگر حرف ات ناحق است پنهان نشو و نگو، چرا خودت را پشت کانالی تلگرامی مخفی می کنی و به این و آن می تازی و آنگاه اسمت را هم می گذاری انقلابی؟

پدر آن انقلابی را خدا بیامرزد که ایستاده و می گوید، فلانی حق است، در حقش ظلم شده، و تا جایی که امکان دارد پایش می ایستد، این انقلابی است از پنهان شدن هم نمی هراسد، وسط میدان است، سالهاست وسط میدان است و از کسی نمی هراسد مثل تو و بردار و دوستان ات، پشت نامی هم پنهان نشده، ایستاده سربلند ، قامت راست، حرفش را می گوید حتی اگر به ضررش باشد. “قل الحق و لو علی نفسک”

برادر انقلابی من! مسئول انقلابی من! شما را به خواندن و رونویسی چندین باره از این خطبه حضرت امیر(ع) توصیه می کنم: امام علی(ع) در خطبه هشتاد و چهارم نهج البلاغه می فرمایند: «شگفتا! پسر آن زن بدنام در میان مردم شام نشر مى‏دهد که من اهل مزاح هستم. مردى شوخ طبع، که مردم را سرگرم شوخى مى‏کند. حرفى به باطل گفته! و سخنى به گناه انتشار داده است. آگاه باشید بدترین گفتار، دروغ است. او سخن مى‏گوید و دروغ مى‏گوید، وعده‏ مى‏دهد و تخلف مى‏نماید، درخواست مى‏کند و اصرار مى‏ورزد، اگر از او چیزى درخواست ‏شود بخل می کند، به پیمان خیانت مى‏نماید و پیوند خویشاوندى را قطع مى‏کند. به هنگام ‏نبرد سر و صدا راه مى‏اندازد و تهیج و تحریص مى‏نماید (اما این سر و صدا) تا هنگامى است‏ که دست‏ به شمشیرها نرفته، در این هنگام براى رهائى جانش بهترین و بزرگترین نقشه‏اش‏ آن است که جامه‏اش را بالا زند و عورت خود را آشکار سازد (تا از کشتن اوچشم‏پوشى شود)! آگاه باشید به خدا سوگند، یاد مرگ مرا از شوخى و سرگرمى باز مى‏دارد، ولى ‏او را فراموشى آخرت از گفتن سخن حق باز داشته است. او حاضر نشد با معاویه ‏بیعت کند جز اینکه از او مزدى بدست آورد و در برابر از دست دادن دینش بهایى گرفت.».